پوتین و سکوتهای تازه؛ چرا رئیسجمهور روسیه کمتر نام عاملان سقوط متحدانش را میبرد؟
در چند سال اخیر واکنشهای ولادیمیر پوتین نسبت به سقوط متحدان روسیه تغییر محسوسی نشان داده است.
آنچه در گذشته با انتقادات صریح و ذکر نامها همراه بود، حالا به لحن محتاطانه یا پرهیز از نامبردن تبدیل شده است.
بازبینی اظهارات کرملین و رسانههای دولتی از سال ۲۰۱۱ تا ۲۰۲۶ نشان میدهد این تحول پیوسته است. تحلیلگران میگویند ترکیبی از ملاحظات سیاسی و ترسهای شخصی پوتین علت این احتیاط است.
در ۲۰۱۱ پس از کشته شدن معمر قذافی، پوتین با جزئیات و آشکارا از نقش پهپادها و نیروهای ویژه خارجی سخن گفت و مرگ رهبر لیبی را محکوم کرد.
او آن زمان از عاملان، ابزارها و انگیزهها مستقیم نام برد. پس از فرار ویکتور یانوکوویچ در ۲۰۱۴ هم پوتین با صراحت از برخی مسئولان اروپایی نام برد و بعدها حضور روسیه در کریمه را پذیرفت.
در آن دوره لحن کرملین تند و مشخص بود.
اما نمونههای جدیدتر متفاوتاند. وقتی حکومت بشار اسد سقوط کرد، مسکو اسد را به مسکو منتقل کرد اما پوتین از انتشار اتهام یا حمله لفظی به عاملان خودداری کرد.
او بعدها رئیسجمهور جدید سوریه را به بازسازی تمامیت ارضی کشور تبریک گفت.
در ژانویه ۲۰۲۶ نیز با بازداشت و انتقال نیکلاس مادورو به آمریکا، کرملین واکنش رسمی از سوی پوتین نداشت؛ فقط برخی مقامهای روسیه سخن گفتهاند. این سکوت رسمی در تضاد با واکنشهای تند گذشته است.
مرگ علی خامنهای در حملهای که در فوریه گزارش شد، یک نمونه بارز دیگر است.
پوتین این اقدام را قتل و نقض مقررات بینالمللی دانست و به رئیسجمهور ایران تسلیت گفت، اما از اشاره مستقیم به عاملان خودداری کرد. قبلاً در ماجرای کشته شدن قاسم سلیمانی نیز او موضعی تند گرفت اما نامی از مقامات آمریکایی نبرد.
تحلیلگران چند دلیل برای این تغییر ذکر میکنند.
الکساندر بائونوف میگوید کرملین از «زبانهای سیاسی متعدد» استفاده میکند؛ دستگاه دیپلماسی تلاش میکند ضدآمریکایی حرف بزند، اما دفتر ریاستجمهوری خطمشی مجزایی دنبال میکند. دیگر کارشناسان معتقدند مسکو امیدوار است روابط اقتصادی با دولت آینده آمریکا حفظ شود و به همین دلیل حملات لفظی را محدود میکند.
برخی نیز میگویند این احتیاط ریشه در ترس شخصی پوتین دارد و از امکان واکنشهای شدید واشنگتن نگران است.
منتقدان میگویند سکوت یا لفظ محتاطانه ممکن است تصویر ضعیفی از نفوذ روسیه به جا گذارد. نتیجه آنکه پوتین امروز کمتر تمایل دارد عاملان سقوط متحدانش را مستقیم متهم کند.
این تغییر لحن بازتاب محاسبات راهبردی جدید کرملین و واقعیتهای روابط بینالملل معاصر است.
آنچه در گذشته با انتقادات صریح و ذکر نامها همراه بود، حالا به لحن محتاطانه یا پرهیز از نامبردن تبدیل شده است.
بازبینی اظهارات کرملین و رسانههای دولتی از سال ۲۰۱۱ تا ۲۰۲۶ نشان میدهد این تحول پیوسته است. تحلیلگران میگویند ترکیبی از ملاحظات سیاسی و ترسهای شخصی پوتین علت این احتیاط است.
در ۲۰۱۱ پس از کشته شدن معمر قذافی، پوتین با جزئیات و آشکارا از نقش پهپادها و نیروهای ویژه خارجی سخن گفت و مرگ رهبر لیبی را محکوم کرد.
او آن زمان از عاملان، ابزارها و انگیزهها مستقیم نام برد. پس از فرار ویکتور یانوکوویچ در ۲۰۱۴ هم پوتین با صراحت از برخی مسئولان اروپایی نام برد و بعدها حضور روسیه در کریمه را پذیرفت.
در آن دوره لحن کرملین تند و مشخص بود.
اما نمونههای جدیدتر متفاوتاند. وقتی حکومت بشار اسد سقوط کرد، مسکو اسد را به مسکو منتقل کرد اما پوتین از انتشار اتهام یا حمله لفظی به عاملان خودداری کرد.
او بعدها رئیسجمهور جدید سوریه را به بازسازی تمامیت ارضی کشور تبریک گفت.
در ژانویه ۲۰۲۶ نیز با بازداشت و انتقال نیکلاس مادورو به آمریکا، کرملین واکنش رسمی از سوی پوتین نداشت؛ فقط برخی مقامهای روسیه سخن گفتهاند. این سکوت رسمی در تضاد با واکنشهای تند گذشته است.
مرگ علی خامنهای در حملهای که در فوریه گزارش شد، یک نمونه بارز دیگر است.
پوتین این اقدام را قتل و نقض مقررات بینالمللی دانست و به رئیسجمهور ایران تسلیت گفت، اما از اشاره مستقیم به عاملان خودداری کرد. قبلاً در ماجرای کشته شدن قاسم سلیمانی نیز او موضعی تند گرفت اما نامی از مقامات آمریکایی نبرد.
تحلیلگران چند دلیل برای این تغییر ذکر میکنند.
الکساندر بائونوف میگوید کرملین از «زبانهای سیاسی متعدد» استفاده میکند؛ دستگاه دیپلماسی تلاش میکند ضدآمریکایی حرف بزند، اما دفتر ریاستجمهوری خطمشی مجزایی دنبال میکند. دیگر کارشناسان معتقدند مسکو امیدوار است روابط اقتصادی با دولت آینده آمریکا حفظ شود و به همین دلیل حملات لفظی را محدود میکند.
برخی نیز میگویند این احتیاط ریشه در ترس شخصی پوتین دارد و از امکان واکنشهای شدید واشنگتن نگران است.
منتقدان میگویند سکوت یا لفظ محتاطانه ممکن است تصویر ضعیفی از نفوذ روسیه به جا گذارد. نتیجه آنکه پوتین امروز کمتر تمایل دارد عاملان سقوط متحدانش را مستقیم متهم کند.
این تغییر لحن بازتاب محاسبات راهبردی جدید کرملین و واقعیتهای روابط بینالملل معاصر است.

