اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Near-legged a.

نزدیک پا

تعریف

Having the feet so near together that they interfere in traveling.

معنی فارسی

داشتن پاها چنان در کنار هم که دخالت می کنند

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

He walks with a near-legged gait, making it difficult for him to run.

او با راه رفتن پاهای نزدیک به هم، دویدن را برایش دشوار می‌کند.

توضیح

This means his feet are close together, which affects how he moves.

دستور زبان

Adjective describing how someone walks.

توضیح

این به این معنی است که پاهای او به هم نزدیک هستند، که بر نحوه حرکت او تأثیر می‌گذارد.

دستور زبان

صفتی که نحوه راه رفتن کسی را توصیف می‌کند.

2Literature & Fiction · medium

The character described as near-legged struggles through the dense forest.

شخصیتی که پاهای نزدیک به هم توصیف شده، در جنگل متراکم دست و پا می‌زند.

توضیح

This implies that the character's walking style complicates their movement through the environment.

دستور زبان

Used as an adjective to enhance description.

توضیح

این نشان می‌دهد که سبک راه رفتن شخصیت، حرکت او را در محیط complicates می‌کند.

دستور زبان

به عنوان صفتی برای تقویت توصیف استفاده می‌شود.

3Sentence Construction · advanced

When he runs, his near-legged position causes him to trip frequently.

وقتی می‌دود، وضعیت پاهای نزدیک به هم او باعث می‌شود بیشتر بلغزد.

توضیح

This shows that the way his feet are positioned affects his balance.

دستور زبان

Works as an adjective to describe a physical condition.

توضیح

این نشان می‌دهد که نحوه قرارگیری پاهای او بر تعادلش تأثیر می‌گذارد.

دستور زبان

به عنوان یک صفت برای توصیف یک وضعیت جسمانی عمل می‌کند.

جستجوی واژه