اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Optical a.

نوری

تعریف

Of or pertaining to vision or sight.

معنی فارسی

یا مربوط به بینایی یا دید.

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

The optical illusion made me see things differently.

توهم نوری باعث شد تا به روش دیگری ببینم.

توضیح

An optical illusion tricks your eyes into seeing something that isn't there.

دستور زبان

Used as an adjective to describe something related to sight.

توضیح

توهم نوری چشمان شما را فریب می‌دهد تا چیزی را ببینید که وجود ندارد.

دستور زبان

به عنوان صفت برای توصیف چیزی که به بینایی مربوط می‌شود، استفاده می‌شود.

2Literature & Fiction · medium

The protagonist had an optical clarity that allowed him to understand deeper truths.

شخصیت اصلی وضوح نوری داشت که به او اجازه می‌داد حقایق عمیق‌تری را درک کند.

توضیح

Here, 'optical clarity' refers to a clear perception of reality.

دستور زبان

Can also describe clarity in thought or perception beyond sight.

توضیح

در اینجا، 'وضوح نوری' به برداشت واضح از واقعیت اشاره دارد.

دستور زبان

همچنین می‌تواند وضوح در فکر یا ادراک را فراتر از دید توصیف کند.

3Sentence Construction · advanced

The scientist conducted an optical experiment to test light behavior.

دانشمند یک آزمایش نوری برای آزمایش رفتار نور انجام داد.

توضیح

An optical experiment involves the study of light and its properties.

دستور زبان

Often used in scientific or technical contexts.

توضیح

یک آزمایش نوری شامل مطالعه نور و خواص آن است.

دستور زبان

معمولا در زمینه‌های علمی یا فنی استفاده می‌شود.

جستجوی واژه