1Daily Usage · easy
I plan my week every Sunday.
من هر هفته روز یکشنبه برنامهریزی میکنم.
Explicación
To plan means to organize what you need to do during the week.
Gramática
Used with a direct object, often followed by 'to' and a verb.
توضیح
برنامهریزی به معنای سازماندهی کارهایی است که در طول هفته باید انجام دهید.
دستور زبان
با مفعول مستقیم استفاده میشود و معمولاً با 'to' و یک فعل دنبال میشود.
2Literature & Fiction · medium
In the story, the character plans an escape from the castle.
در داستان، شخصیت برای فرار از قلعه برنامهریزی میکند.
Explicación
Planning in literature often involves characters figuring out complex situations.
Gramática
Can be used in different tenses, depending on when the plan is made.
توضیح
برنامهریزی در ادبیات معمولاً شامل شخصیتهایی است که در حال حل موقعیتهای پیچیده هستند.
دستور زبان
میتواند در زمانهای مختلف استفاده شود، بسته به اینکه برنامه در چه زمانی تهیه شده است.
3Sentence Construction · medium
She plans to travel abroad next summer.
او برنامهریزی میکند که تابستان آینده به خارج سفر کند.
Explicación
This construction shows intent about a future action.
Gramática
Often uses infinitives to express future intentions.
توضیح
این ساختار نشاندهنده نیت درباره یک اقدام آینده است.
دستور زبان
معمولاً از مصدرها برای بیان نیتهای آینده استفاده میشود.