اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Accompanied imp. & p. p.

همراه

تعریف

of Accompany

معنی فارسی

همراهی

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

She accompanied me to the store.

او به فروشگاه مرا همراهی کرد.

توضیح

This sentence shows that she went with me to the store.

دستور زبان

The word 'accompanied' is used to show that someone is together with someone else.

توضیح

این جمله نشان می‌دهد که او به همراه من به فروشگاه رفت.

دستور زبان

کلمه 'همراهی' برای نشان دادن این است که شخصی با شخص دیگری است.

2Literature & Fiction · medium

The knight was accompanied by his loyal squire.

شوالیه با پیرو وفادارش همراهی شد.

توضیح

In this context, it implies that the knight had his squire with him during his journey.

دستور زبان

This usage shows loyalty or support in a story.

توضیح

در اینجا به این معنی است که شوالیه در سفرش پیرو خودش را با خود داشته است.

دستور زبان

این کاربرد وفاداری یا حمایت را در یک داستان نشان می‌دهد.

3Sentence Construction · advanced

The music was accompanied by a beautiful light show.

موسیقی با یک نمایش نور زیبا همراهی شد.

توضیح

Here, it indicates that the music and light show happened together.

دستور زبان

You can use 'accompanied by' to show that two things happen together.

توضیح

اینجا نشان می‌دهد که موسیقی و نمایش نور به طور همزمان اجرا شدند.

دستور زبان

شما می‌توانید 'همراهی شده با' را برای نشان دادن اینکه دو چیز به صورت همزمان اتفاق می‌افتند، استفاده کنید.

جستجوی واژه