اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Plane a.

هواپیمای

تعریف

A block or plate having a perfectly flat surface, used as a standard of flatness; a surface plate.

معنی فارسی

یک بلوک یا صفحه ای که دارای یک سطح کاملاً مسطح است ، به عنوان یک

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

The carpenter used a plane to smooth the wood.

نجار از یک صفحه برای صاف کردن چوب استفاده کرد.

توضیح

In this context, 'plane' refers to a tool that helps create a flat surface.

دستور زبان

Here, 'plane' is used as a noun.

توضیح

در این زمینه، 'صفحه' به ابزاری اشاره دارد که به ایجاد یک سطح صاف کمک می کند.

دستور زبان

در اینجا، 'صفحه' به عنوان اسم استفاده می شود.

2Literature & Fiction · medium

The artist's canvas was as flat as a plane.

بوم هنرمند به اندازه یک صفحه، صاف بود.

توضیح

This example uses 'plane' metaphorically to describe the flatness of the canvas.

دستور زبان

In this sentence, 'plane' is a noun and describes a characteristic.

توضیح

این مثال به صورت مجازی از 'صفحه' برای توصیف صاف بودن بوم استفاده می کند.

دستور زبان

در این جمله، 'صفحه' یک اسم است و یک ویژگی را توصیف می کند.

3Sentence Construction · advanced

To check if a surface is level, use a plane.

برای بررسی اینکه آیا یک سطح هم‌سطح است، از یک صفحه استفاده کنید.

توضیح

This sentence shows how to use 'plane' in instructions or advice.

دستور زبان

Here, 'plane' is a verb meaning to make something flat.

توضیح

این جمله نشان می دهد که چگونه می توان از 'صفحه' در دستورالعمل ها یا نصیحت ها استفاده کرد.

دستور زبان

در اینجا، 'صفحه' به عنوان فعل به معنای صاف کردن چیزی است.

جستجوی واژه