1Daily Usage · easy
I planed the flight for tomorrow.
من پرواز را برای فردا برنامهریزی کردم.
توضیح
To 'plane' means to make arrangements for something, like a flight.
دستور زبان
Used as a past participle to describe a scheduled action.
توضیح
عبارت 'برنامهریزی کردن' به معنای انجام ترتیبات برای چیزی، مانند یک پرواز است.
دستور زبان
به عنوان یک فعل در صورت گذشته برای توصیف یک اقدام زمانبندی شده استفاده میشود.
2Literature & Fiction · medium
In her story, the hero planed his escape meticulously.
در داستان او، قهرمان به دقت برنامهی فرار خود را طرحریزی کرد.
توضیح
In literature, 'plane' can refer to devising detailed strategies or plots.
دستور زبان
Typically used in narrative to show preparation.
توضیح
در ادبیات، 'برنامهریزی' میتواند به ایجاد استراتژیها یا طرحهای دقیق اشاره کند.
دستور زبان
معمولاً در داستانها برای نشان دادن آمادگی به کار میرود.
3Sentence Construction · medium
She has planed several meetings for this week.
او چندین جلسه را برای این هفته برنامهریزی کرده است.
توضیح
Shows the use of 'planed' in a continuous or ongoing context.
دستور زبان
Combines past participle with 'has' for present perfect.
توضیح
نشاندهنده استفاده از 'برنامهریزی شده' در یک زمینه مداوم یا در حال انجام است.
دستور زبان
ترکیب فعل گذشته participle با 'has' برای زمان حال کامل.