اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Planing p. pr. & vb. n.

برنامه ریزی

تعریف

of Plane

معنی فارسی

هواپیمای

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

I saw a plane flying in the sky.

من یک هواپیما را در آسمان دیدم.

توضیح

This sentence shows how 'plane' is used to refer to an aircraft.

دستور زبان

Here, 'plane' is a noun.

توضیح

این جمله نشان می‌دهد که 'هواپیما' برای اشاره به یک وسیله نقلیه هوایی استفاده می‌شود.

دستور زبان

در اینجا، 'هواپیما' یک اسم است.

2Literature & Fiction · medium

In the story, the plane crashed during a storm.

در داستان، هواپیما در حین طوفان سقوط کرد.

توضیح

This example illustrates 'plane' in a dramatic context.

دستور زبان

In this context, 'plane' is still a noun.

توضیح

این مثال 'هواپیما' را در یک زمینه دراماتیک نشان می‌دهد.

دستور زبان

در این زمینه، 'هواپیما' هنوز یک اسم است.

3Sentence Construction · advanced

The plane is about to take off.

هواپیما در حال آماده‌سازی برای پرواز است.

توضیح

This structure indicates an action that is ready to happen.

دستور زبان

'About to' indicates something imminent.

توضیح

این ساختار نشان‌دهنده یک عمل است که قرار است اتفاق بیفتد.

دستور زبان

'در حال آماده‌سازی' به معنای چیزهایی است که در حال نزدیک شدن به وقوع هستند.

جستجوی واژه