11 · easy
I need to plane this wood before painting.
باید این چوب را قبل از رنگ زدن صاف کنم.
توضیح
In this context, 'plane' refers to making the surface smooth.
دستور زبان
Used as a verb.
توضیح
در این زمینه، 'صاف کردن' به معنای هموار کردن سطح است.
دستور زبان
به عنوان یک فعل استفاده میشود.
22 · medium
The character's life was a plane of simplicity.
زندگی شخصیت یک سطح از سادگی بود.
توضیح
Here, 'plane' means a flat or even state of existence.
دستور زبان
Used as a noun.
توضیح
در اینجا، 'سطح' به معنای حالت یکنواخت یا مسطح زندگی است.
دستور زبان
به عنوان یک اسم استفاده میشود.
33 · medium
She plans to plane the fabric for a smoother finish.
او برنامهریزی میکند که پارچه را صاف کند تا نتیجهای یکنواختتر داشته باشد.
توضیح
This sentence shows how to use 'plane' in a construction context.
دستور زبان
Make sure to use with the correct object.
توضیح
این جمله نشان میدهد که چگونه میتوان 'صاف کردن' را در زمینه ساخت و ساز استفاده کرد.
دستور زبان
مطمئن باشید که با مفعول صحیح استفاده شود.