اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Planetarium n.

سیاره

تعریف

An orrery. See Orrery.

معنی فارسی

یک اورری

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

We visited the planetarium to learn about the stars.

ما به پلنتاریوم رفتیم تا درباره ستاره‌ها یاد بگیریم.

توضیح

A planetarium is a place where you can see models of stars and planets.

دستور زبان

Noun; used to describe a place.

توضیح

پلنتاریوم محلی است که می‌توانید مدل‌های ستاره‌ها و سیارات را تماشا کنید.

دستور زبان

اسم؛ برای توصیف یک مکان استفاده می‌شود.

2Literature & Fiction · medium

In the story, the children dreamed of visiting the planetarium at night.

در داستان، بچه‌ها خواب دیدند که شب به پلنتاریوم می‌روند.

توضیح

Planetariums often appear in stories related to space and science.

دستور زبان

Noun; can be a setting in literature.

توضیح

پلنتاریوم‌ها اغلب در داستان‌های مربوط به فضا و علم ظاهر می‌شوند.

دستور زبان

اسم؛ می‌تواند به عنوان یک مکان در ادبیات استفاده شود.

3Sentence Construction · medium

The planetarium shows were educational and entertaining.

شوهای پلنتاریوم آموزنده و سرگرم‌کننده بودند.

توضیح

Use 'planetarium' to discuss educational events about astronomy.

دستور زبان

Noun; used in context of education.

توضیح

از 'پلنتاریوم' برای بحث درباره رویدادهای آموزشی در مورد نجوم استفاده کنید.

دستور زبان

اسم؛ در زمینه آموزش استفاده می‌شود.

جستجوی واژه