اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Planetary a.

سیاره ای

تعریف

Of or pertaining to the planets; as, planetary inhabitants; planetary motions; planetary year.

معنی فارسی

یا مربوط به سیارات ؛

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

The planetary system we live in has eight planets.

سیاره‌هایی که در سیستم سیاره‌ای زندگی می‌کنیم، هشت سیاره دارند.

توضیح

This sentence talks about the group of planets in our solar system.

دستور زبان

The word 'planetary' is used as an adjective.

توضیح

این جمله درباره گروه سیارات در منظومه خورشیدی ما صحبت می‌کند.

دستور زبان

کلمه 'سیاره‌ای' به عنوان صفت استفاده می‌شود.

2Literature & Fiction · medium

In the novel, the characters journey through a distant planetary realm.

در رمان، شخصیت‌ها به دنیای سیاره‌ای دور سفر می‌کنند.

توضیح

Here, 'planetary' describes a fictional world made up of planets.

دستور زبان

'Planetary' often sets a cosmic or sci-fi tone in literature.

توضیح

در اینجا، 'سیاره‌ای' دنیای تخیلی‌ای را توصیف می‌کند که از سیارات تشکیل شده است.

دستور زبان

در ادبیات، 'سیاره‌ای' معمولاً حال و هوای کیهانی یا علمی-تخیلی ایجاد می‌کند.

3Sentence Construction · advanced

Understanding planetary movements can help us predict eclipses.

درک حرکات سیاره‌ای می‌تواند به ما در پیش‌بینی خورشیدگرفتگی کمک کند.

توضیح

This teaches that knowledge of planets aids in astronomical predictions.

دستور زبان

This usage shows 'planetary' as relating to motion and behavior of planets.

توضیح

این جمله به ما می‌آموزد که دانش درباره سیارات در پیش‌بینی‌های نجومی کمک می‌کند.

دستور زبان

این استفاده 'سیاره‌ای' را به عنوان مربوط به حرکت و رفتار سیارات نشان می‌دهد.

جستجوی واژه