اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Planishing

برنامه ریزی

تعریف

a. & vb. n. from Planish, v. t.

معنی فارسی

الف

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · medium

He spent hours planishing the metal to give it a smooth finish.

او ساعت‌ها صرف صیقل دادن فلز کرد تا آن را صاف کند.

توضیح

Planishing is a process used to make a surface smooth by hammering it.

دستور زبان

Planishing can be both a noun and a verb.

توضیح

صیقل دادن یک فرایند است که برای صاف کردن یک سطح با چکش زدن به کار می‌رود.

دستور زبان

صیقل دادن هم می‌تواند اسم و هم فعل باشد.

2Literature & Fiction · advanced

The artisan’s skills in planishing were admired by many in the town.

مهارت‌های هنرمند در صیقل دادن توسط بسیاری در شهر تحسین شد.

توضیح

This usage highlights a character's craftsmanship and artistry.

دستور زبان

In literature, planishing may describe a character's detailed work.

توضیح

این استفاده مهارت و هنر یک شخصیت را نشان می‌دهد.

دستور زبان

در ادبیات، صیقل دادن می‌تواند جزئیات کار یک شخصیت را توصیف کند.

3Sentence Construction · easy

She learned planishing techniques to improve her metalworking.

او تکنیک‌های صیقل دادن را یاد گرفت تا کار با فلز خود را بهبود بخشد.

توضیح

Understanding planishing can enhance skills in metal crafts.

دستور زبان

Remember to use the word as both a verb and a noun.

توضیح

درک صیقل دادن می‌تواند مهارت‌ها در صنایع دستی فلزی را بهبود بخشد.

دستور زبان

به یاد داشته باشید که این کلمه را هم به عنوان فعل و هم اسم استفاده کنید.

جستجوی واژه