1Daily Usage · easy
She decided to plank her hat to give it a firmer shape.
او تصمیم گرفت که کلاهش را نمد کند تا شکل محکمتری بگیرد.
توضیح
To 'plank' means to make something more solid or firm, often used with hats.
دستور زبان
Plank is a transitive verb, requiring a direct object.
توضیح
نمد کردن به معنای محکمتر کردن چیزی است، بهویژه در مورد کلاهها.
دستور زبان
نمد کردن یک فعل متعدی است و به یک مفعول نیاز دارد.
2Literature & Fiction · medium
In the story, the milliner planked the hats to create unique designs.
در داستان، کلاهدوز کلاهها را نمد کرد تا طرحهای منحصر به فردی بسازد.
توضیح
In literature, 'plank' can describe artistic methods like creating styles and shapes.
دستور زبان
Used in past tense for narrative style.
توضیح
در ادبیات، نمد کردن میتواند به روشهای هنری مانند ایجاد سبکها و اشکال اشاره کند.
دستور زبان
در زمان گذشته برای سبک روایت استفاده میشود.
3Sentence Construction · advanced
To ensure quality, the craftsman will plank every new hat he makes.
برای اطمینان از کیفیت، صنعتگر هر کلاه جدیدی که میسازد را نمد میکند.
توضیح
In sentence construction, 'plank' can indicate a necessary process for quality.
دستور زبان
Future tense often emphasizes intention or actions to take.
توضیح
در ساخت جملات، نمد کردن میتواند به یک فرآیند ضروری برای کیفیت اشاره کند.
دستور زبان
زمان آینده معمولاً نیت یا اقداماتی که قرار است انجام شود را تأکید میکند.