اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Planner n.

برنامه ریز

تعریف

One who plans; a projector.

معنی فارسی

کسی که قصد دارد

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

I need a planner to organize my week.

من به یک برنامه‌ریز نیاز دارم تا هفته‌ام را سازماندهی کنم.

توضیح

In this context, 'planner' refers to a tool or person that helps manage time and tasks.

دستور زبان

'Planner' is a noun that can refer to both a person and a tool.

توضیح

'برنامه‌ریز' در اینجا به ابزاری یا شخصی اشاره دارد که به مدیریت زمان و کارها کمک می‌کند.

دستور زبان

'برنامه‌ریز' یک اسم است که می‌تواند به عنوان یک شخص یا ابزار اشاره کند.

2Literature & Fiction · medium

The protagonist was a meticulous planner of events.

شخصیت اصلی یک برنامه‌ریز دقیق برای رویدادها بود.

توضیح

Here, 'planner' describes a character trait of being careful and detailed in organizing events.

دستور زبان

Adjectives can modify 'planner' to describe the manner of planning.

توضیح

در اینجا، 'برنامه‌ریز' صفتی است که به ویژگی شخصیتی اشاره دارد که در سازماندهی رویدادها دقیق و محتاط است.

دستور زبان

صفت‌ها می‌توانند 'برنامه‌ریز' را برای توصیف نحوه برنامه‌ریزی توصیف کنند.

3Sentence Construction · advanced

A good planner always considers potential challenges.

یک برنامه‌ریز خوب همیشه چالش‌های احتمالی را در نظر می‌گیرد.

توضیح

In this sentence, we highlight the qualities of a 'planner' and the importance of foresight.

دستور زبان

Use modifiers like 'good' to enhance meaning.

توضیح

در این جمله، ویژگی‌های یک 'برنامه‌ریز' و اهمیت پیش‌بینی را برجسته کرده‌ایم.

دستور زبان

از توصیف‌کننده‌هایی مانند 'خوب' برای افزایش معنی استفاده کنید.

جستجوی واژه