1Daily Usage · easy
The architect designed a plano-conical roof for the building.
معمار یک سقف هواپیما-مخروطی برای ساختمان طراحی کرد.
توضیح
This example shows how 'plano-conical' can describe a roof shape that is flat on one side and pointed on the other.
دستور زبان
Adjective describing shape.
توضیح
این مثال نشان میدهد که چگونه 'هواپیما-مخروطی' میتواند شکل یک سقف را توصیف کند که از یک طرف مسطح و از طرف دیگر نوکتیز است.
دستور زبان
صفتی که شکل را توصیف میکند.
2Literature & Fiction · medium
In the story, a plano-conical device was used to navigate through the mountains.
در داستان، از یک وسیله هواپیما-مخروطی برای پیمایش در کوهها استفاده شد.
توضیح
Here, 'plano-conical' describes a fictional device that has a unique shape suitable for navigating difficult terrain.
دستور زبان
Adjective typically used in technical contexts.
توضیح
اینجا، 'هواپیما-مخروطی' یک وسیله خیالی را توصیف میکند که دارای شکلی منحصر به فرد مناسب برای پیمایش در زمینهای دشوار است.
دستور زبان
صفتی که معمولاً در زمینههای فنی استفاده میشود.
3Sentence Construction · advanced
A plano-conical object can be useful in various engineering applications.
یک شیء هواپیما-مخروطی میتواند در کاربردهای مختلف مهندسی مفید باشد.
توضیح
This sentence demonstrates how to use 'plano-conical' to refer to items in engineering.
دستور زبان
Useful for describing objects in technical discussions.
توضیح
این جمله نشان میدهد که چگونه میتوان از 'هواپیما-مخروطی' برای اشاره به اشیا در مهندسی استفاده کرد.
دستور زبان
برای توصیف اشیا در بحثهای فنی مفید است.