اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Plano-horizontal a.

وابسته به افعال

تعریف

Having a level horizontal surface or position.

معنی فارسی

داشتن سطح یا موقعیت افقی سطح.

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

The table has a plano-horizontal design for stability.

این میز طراحی افقی سطحی برای پایداری دارد.

توضیح

Here, 'plano-horizontal' describes the flat surface of the table, making it stable.

دستور زبان

Used as an adjective, often before nouns.

توضیح

'پلان-افقی' در اینجا سطح صاف میز را توصیف می‌کند که باعث پایداری آن می‌شود.

دستور زبان

به عنوان صفت استفاده می‌شود، معمولاً قبل از اسم‌ها.

2Literature & Fiction · medium

The artist portrayed a plano-horizontal landscape full of serene beauty.

هنرمند یک منظره افقی سطحی پر از زیبایی آرام را به تصویر کشید.

توضیح

In this context, 'plano-horizontal' describes the landscape's flatness, enhancing its beauty.

دستور زبان

Can be used to add depth to descriptions.

توضیح

در اینجا، 'پلان-افقی' صاف بودن منظره را توصیف می‌کند و زیبایی آن را افزایش می‌دهد.

دستور زبان

می‌تواند برای افزودن عمق به توصیفات استفاده شود.

3Sentence Construction · advanced

To ensure safety, the construction must be plano-horizontal.

برای تضمین ایمنی، ساخت و ساز باید افقی سطحی باشد.

توضیح

'Plano-horizontal' is crucial in indicating the necessary level for construction projects.

دستور زبان

Often used in technical or formal contexts.

توضیح

'پلان-افقی' در نشان دادن سطح لازم برای پروژه‌های ساخت و ساز مهم است.

دستور زبان

معمولاً در زمینه‌های فنی یا رسمی استفاده می‌شود.

جستجوی واژه