اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Plant n.

کاشت

تعریف

The sole of the foot.

معنی فارسی

تنها پای پا.

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

I stepped on a sharp rock and hurt my plant.

من روی یک سنگ تیز پا گذاشتم و پایم آسیب دید.

توضیح

The word 'plant' refers to the sole of your foot.

دستور زبان

Used as a noun to describe a part of the body.

توضیح

کلمه 'پای پا' به کف پای شما اشاره دارد.

دستور زبان

به عنوان یک اسم برای توصیف یک قسمت از بدن استفاده می‌شود.

2Literature & Fiction · medium

In the story, the hero's plant was cut, leaving him limping.

در داستان، پای قهرمان بریده شد و او لنگ لنگان راه می‌رفت.

توضیح

Here, 'plant' highlights the vulnerability of the character.

دستور زبان

Noun usage in a narrative context.

توضیح

در اینجا، 'پای پا' آسیب‌پذیری شخصیت را نشان می‌دهد.

دستور زبان

استفاده از اسم در یک زمینه داستانی.

3Sentence Construction · medium

Always keep your plant clean and well cared for.

همیشه پای خود را تمیز و مراقبت شده نگه‌دارید.

توضیح

This sentence instructs about the importance of foot hygiene.

دستور زبان

Imperative form used to give advice.

توضیح

این جمله درباره اهمیت بهداشت پا صحبت می‌کند.

دستور زبان

از فرم امری برای ارائه مشاوره استفاده شده است.

جستجوی واژه