1Daily Usage · easy
I often accompany my friends to the movies.
من اغلب دوستانم را به سینما همراهی میکنم.
توضیح
To accompany means to go along with someone or to be with them.
دستور زبان
This verb can be used in both formal and informal contexts.
توضیح
به معنای همراهی با کسی یا بودن در کنار او است.
دستور زبان
این فعل را میتوان در هر دو زمینه رسمی و غیررسمی استفاده کرد.
2Literature & Fiction · medium
In the story, the hero is accompanied by a wise old man.
در داستان، قهرمان با یک مرد پیر و دانا همراه است.
توضیح
In literature, 'accompany' often denotes character support or friendship.
دستور زبان
Often used to create depth in character relationships.
توضیح
در ادبیات، 'همراهی' معمولاً به حمایت یا دوستی شخصیت اشاره دارد.
دستور زبان
معمولاً برای عمق بخشیدن به روابط شخصیتها به کار میرود.
3Sentence Construction · advanced
Always accompany your explanation with examples.
همیشه توضیحات خود را با مثالها همراهی کنید.
توضیح
This usage shows how to combine ideas effectively.
دستور زبان
Followed by a noun phrase to clarify what is being accompanied.
توضیح
این استفاده نشان میدهد که چگونه ایدهها را به طور مؤثر ترکیب کنیم.
دستور زبان
به دنبال یک عبارت نامی برای روشن کردن چیزی که همراه است میآید.