اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Back n.

پشت

تعریف

A ferryboat. See Bac, 1.

معنی فارسی

یک قایق کشتی

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

We took a back to the island.

ما با یک قایق کشتی به جزیره رفتیم.

توضیح

In this sentence, 'back' refers to a ferryboat used for transportation.

دستور زبان

The word 'back' is a noun in this context.

توضیح

در این جمله، 'قایق کشتی' به یک قایق که برای حمل و نقل استفاده می‌شود اشاره دارد.

دستور زبان

در این زمینه، 'قایق کشتی' یک اسم است.

2Literature & Fiction · medium

The story described a mysterious back crossing a foggy sea.

داستان به یک قایق کشتی مرموز که دریایی مه‌آلود را عبور می‌کرد اشاره داشت.

توضیح

Here, 'back' is used to create an image in the reader's mind about the scene.

دستور زبان

In literary contexts, 'back' can evoke emotion or atmosphere.

توضیح

در اینجا، 'قایق کشتی' برای ایجاد تصویری در ذهن خواننده در مورد صحنه استفاده می‌شود.

دستور زبان

در زمینه‌های ادبی، 'قایق کشتی' می‌تواند احساسات یا جو را برانگیزد.

3Sentence Construction · easy

If you want to go to the island, you must find a back first.

اگر می‌خواهید به جزیره بروید، باید اول یک قایق کشتی پیدا کنید.

توضیح

This sentence structure emphasizes the importance of the ferryboat in reaching the destination.

دستور زبان

The use of 'must' shows necessity in English.

توضیح

این ساختار جمله اهمیت قایق کشتی را در رسیدن به مقصد نشان می‌دهد.

دستور زبان

استفاده از 'باید' در زبان انگلیسی ضرورت را نشان می‌دهد.

جستجوی واژه