اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Back n.

پشت

تعریف

An extended upper part, as of a mountain or ridge.

معنی فارسی

قسمت فوقانی گسترده ، از کوه یا خط الراس.

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

I enjoyed the view from the back of the hill.

من از منظره قسمت بالای تپه لذت بردم.

توضیح

In this sentence, 'back' refers to the upper part of the hill where the view is prominent.

دستور زبان

'Back' is used as a noun in this context.

توضیح

در این جمله، 'قسمت فوقانی' به قسمت بالای تپه اشاره دارد که نمای خیره‌کننده‌ای دارد.

دستور زبان

'قسمت فوقانی' در این زمینه به عنوان اسم استفاده می‌شود.

2Literature & Fiction · medium

The protagonist climbed to the back of the mountain, seeking solitude.

شخصیت اصلی به قسمت بالای کوه صعود کرد که به دنبال تنهایی بود.

توضیح

Here, 'back' highlights the upper area of the mountain where the character retreats.

دستور زبان

'Back' acts as a noun describing a specific location.

توضیح

در اینجا، 'قسمت فوقانی' ناحیه بالای کوه را نشان می‌دهد که شخصیت به آنجا پناه می‌برد.

دستور زبان

'قسمت فوقانی' به عنوان اسم، یک مکان خاص را توصیف می‌کند.

3Sentence Construction · advanced

The team gathered data from the back of the ridge.

تیم داده‌ها را از قسمت بالای خط الراس جمع‌آوری کرد.

توضیح

In this example, 'back' indicates the location where the team focused their research.

دستور زبان

In this sentence, 'back' serves as a noun, designating a specific area.

توضیح

در این مثال، 'قسمت فوقانی' نشان‌دهنده محلی است که تیم تحقیقات خود را متمرکز کرده است.

دستور زبان

'قسمت فوقانی' در این جمله به عنوان اسم، یک ناحیه خاص را مشخص می‌کند.

جستجوی واژه