اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Back n.

پشت

تعریف

The part of a cutting tool on the opposite side from its edge; as, the back of a knife, or of a saw.

معنی فارسی

بخشی از یک ابزار برش در طرف مقابل از آن

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

I accidentally touched the back of the knife.

من به طور تصادفی به پشت چاقو دست زدم.

توضیح

This sentence shows how to refer to the back side of a knife, which is important when using cutting tools.

دستور زبان

The word 'back' functions as a noun in this context.

توضیح

این جمله نشان می‌دهد که چگونه به سمت پشت یک چاقو اشاره کنیم که هنگام استفاده از ابزار برش مهم است.

دستور زبان

در این زمینه، کلمه 'بخش' به عنوان یک اسم عمل می‌کند.

2Literature & Fiction · medium

In the story, he found the hidden treasure behind the back of the old shelf.

در داستان، او گنج پنهان را پشت بخش قدیمی قفسه پیدا کرد.

توضیح

This example uses 'back' to describe the hidden part of the shelf, adding depth to the story.

دستور زبان

'Back' serves as a noun, indicating a specific part of the shelf.

توضیح

این مثال از 'بخش' برای توصیف قسمت پنهان قفسه استفاده می‌کند و عمق بیشتری به داستان می‌بخشد.

دستور زبان

'بخش' به عنوان یک اسم عمل می‌کند و یک قسمت خاص قفسه را تعیین می‌کند.

3Sentence Construction · medium

Make sure the back of the saw is clean before you use it.

قبل از استفاده، مطمئن شوید که پشت اره تمیز است.

توضیح

Here, we are instructed to consider the back of the saw, which is crucial for safe use.

دستور زبان

In this sentence, 'back' is used as a noun to specify a part of a tool.

توضیح

در اینجا به ما دستور داده می‌شود که به پشت اره توجه کنیم که برای استفاده ایمن مهم است.

دستور زبان

در این جمله، 'بخش' به عنوان یک اسم برای مشخص کردن یک قسمت از ابزار استفاده می‌شود.

جستجوی واژه