اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Back n.

پشت

تعریف

A support or resource in reserve.

معنی فارسی

پشتیبانی یا منبع در ذخیره.

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

I always keep some money in my back pocket for emergencies.

من همیشه مقداری پول در جیب پشتی‌ام برای مواقع اضطراری نگه می‌دارم.

توضیح

Here, 'back pocket' refers to a hidden place to keep something safe.

دستور زبان

In this context, 'back' functions as an adjective describing the location.

توضیح

در اینجا، 'جیپ پشتی' به مکانی پنهان اشاره دارد که برای نگه‌داری چیزی ایمن استفاده می‌شود.

دستور زبان

در این زمینه، 'پشتی' به عنوان صفتی برای توصیف مکان عمل می‌کند.

2Literature & Fiction · medium

The hero felt a weight on his back, burdened by his responsibilities.

قهرمان وزنی را بر روی پشتش احساس کرد، بار سنگینی از مسئولیت‌ها.

توضیح

In this sentence, 'back' symbolizes the emotional weight of duties.

دستور زبان

Here, 'back' is a noun referring to the physical part of the body.

توضیح

در این جمله، 'پشت' نماد وزن احساسی مسئولیت‌هاست.

دستور زبان

در اینجا، 'پشت' یک اسم است که به قسمت فیزیکی بدن اشاره دارد.

3Sentence Construction · medium

She promised to back me up during the presentation.

او قول داد که در طول ارائه، از من پشتیبانی کند.

توضیح

In this context, 'back up' means to support or assist someone.

دستور زبان

'Back up' is a phrasal verb that combines 'back' with 'up.'

توضیح

در این زمینه، 'پشتیبانی کردن' به معنای حمایت یا کمک به کسی است.

دستور زبان

'پشتیبانی کردن' یک فعل عبارتی است که 'پشتی' را با 'بالا' ترکیب می‌کند.

جستجوی واژه