1Daily Usage · easy
I always keep some money in my back pocket for emergencies.
من همیشه مقداری پول در جیب پشتیام برای مواقع اضطراری نگه میدارم.
Forklaring
Here, 'back pocket' refers to a hidden place to keep something safe.
Grammatikk
In this context, 'back' functions as an adjective describing the location.
توضیح
در اینجا، 'جیپ پشتی' به مکانی پنهان اشاره دارد که برای نگهداری چیزی ایمن استفاده میشود.
دستور زبان
در این زمینه، 'پشتی' به عنوان صفتی برای توصیف مکان عمل میکند.
2Literature & Fiction · medium
The hero felt a weight on his back, burdened by his responsibilities.
قهرمان وزنی را بر روی پشتش احساس کرد، بار سنگینی از مسئولیتها.
Forklaring
In this sentence, 'back' symbolizes the emotional weight of duties.
Grammatikk
Here, 'back' is a noun referring to the physical part of the body.
توضیح
در این جمله، 'پشت' نماد وزن احساسی مسئولیتهاست.
دستور زبان
در اینجا، 'پشت' یک اسم است که به قسمت فیزیکی بدن اشاره دارد.
3Sentence Construction · medium
She promised to back me up during the presentation.
او قول داد که در طول ارائه، از من پشتیبانی کند.
Forklaring
In this context, 'back up' means to support or assist someone.
Grammatikk
'Back up' is a phrasal verb that combines 'back' with 'up.'
توضیح
در این زمینه، 'پشتیبانی کردن' به معنای حمایت یا کمک به کسی است.
دستور زبان
'پشتیبانی کردن' یک فعل عبارتی است که 'پشتی' را با 'بالا' ترکیب میکند.