اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Back n.

پشت

تعریف

The upper part of a lode, or the roof of a horizontal underground passage.

معنی فارسی

قسمت بالای یک لود یا سقف افقی

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

He leaned against the back of the chair.

او به قسمت پشتی صندلی تکیه داد.

توضیح

In this sentence, 'back' refers to the rear part of the chair where one can lean.

دستور زبان

'Back' is a noun indicating a part from the rear side.

توضیح

در این جمله، 'قسمت پشتی' به قسمت عقبی صندلی اشاره دارد که می‌توان به آن تکیه داد.

دستور زبان

'قسمت پشتی' یک اسم است که به بخشی از طرف عقبی اشاره دارد.

2Literature & Fiction · medium

In the novel, the character felt a weight on his back.

در رمان، شخصیت وزن سنگینی را بر روی کمرش احساس کرد.

توضیح

Here, 'back' refers to the physical part of the body that supports weight.

دستور زبان

'Back' can be used in both literal and metaphorical contexts.

توضیح

در اینجا، 'کمر' به قسمت فیزیکی بدن اشاره دارد که وزن را حمایت می‌کند.

دستور زبان

'کمر' می‌تواند در زمینه‌های واقعی و مجازی استفاده شود.

3Sentence Construction · easy

She always keeps her books at the back of the shelf.

او کتاب‌هایش را همیشه در قسمت پشتی قفسه نگه می‌دارد.

توضیح

'Back' indicates the position of the books away from the front.

دستور زبان

When using 'back' in a sentence, it often denotes position or orientation.

توضیح

'قسمت پشتی' بیانگر موقعیت کتاب‌ها دور از جلو است.

دستور زبان

زمانی که از 'قسمت پشتی' در یک جمله استفاده می‌کنیم، معمولاً به موقعیت یا جهت اشاره دارد.

جستجوی واژه