اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Back a.

پشت

تعریف

Being in arrear; overdue; as, back rent.

معنی فارسی

معوقه بودن

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

I need to pay my back rent.

من باید اجاره معوقه‌ام را پرداخت کنم.

توضیح

This sentence shows that the speaker owes money for previous months.

دستور زبان

Used as an adjective to describe something that is overdue.

توضیح

این جمله نشان می‌دهد که گوینده مبلغی را برای ماه‌های قبلی بدهکار است.

دستور زبان

به عنوان یک صفت استفاده می‌شود تا چیزی که معوقه است را توصیف کند.

2Literature & Fiction · medium

The story reflects back memories of a lost time.

داستان، یادآور خاطرات زمان از دست رفته است.

توضیح

This sentence indicates that the story brings to mind past experiences.

دستور زبان

Used to indicate a return to a previous state or time.

توضیح

این جمله نشان می‌دهد که داستان، تجارب گذشته را به یاد می‌آورد.

دستور زبان

برای اشاره به بازگشت به حالت یا زمان قبلی استفاده می‌شود.

3Sentence Construction · advanced

Always keep your back up when facing challenges.

همیشه پشت خود را در مواجهه با چالش‌ها حفظ کنید.

توضیح

This sentence advises to have support when confronted with problems.

دستور زبان

Used to suggest support or backup.

توضیح

این جمله توصیه می‌کند که در مواجهه با مشکلات حمایت داشته باشید.

دستور زبان

برای پیشنهاد حمایت یا پشتیبانی استفاده می‌شود.

جستجوی واژه