اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Back a.

پشت

تعریف

Moving or operating backward; as, back action.

معنی فارسی

حرکت یا کار به عقب ؛

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

Please step back from the edge.

لطفاً از لبه عقب بایستید.

توضیح

Here, 'back' indicates moving away from a certain point.

دستور زبان

Used as an adverb in this context.

توضیح

در اینجا 'عقب' نشان‌دهنده حرکت به دور از یک نقطه خاص است.

دستور زبان

در این زمینه به عنوان قید استفاده شده است.

2Literature & Fiction · medium

The hero had to look back to understand his journey.

قهرمان باید به عقب نگاه می‌کرد تا سفرش را درک کند.

توضیح

'Back' is used to signify a reflection on past experiences.

دستور زبان

Used as an adverb indicating a return to a previous state.

توضیح

'عقب' برای نشان دادن تفکری درباره تجربیات گذشته استفاده می‌شود.

دستور زبان

به عنوان قید برای نشان دادن بازگشت به وضعیت قبلی استفاده می‌شود.

3Sentence Construction · easy

You should go back to the previous topic.

باید به موضوع قبلی برگردید.

توضیح

'Back' indicates returning to an earlier point in discussion.

دستور زبان

Used as an adverb modifying the verb 'go'.

توضیح

'عقب' نشان‌دهنده بازگشت به یک نقطه قبلی در بحث است.

دستور زبان

به عنوان قید که فعل 'رفتن' را توصیف می‌کند، استفاده شده است.

جستجوی واژه