اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Back v. i.

پشت

تعریف

To make a back for; to furnish with a back; as, to back books.

معنی فارسی

برای عقب نشینی برای ؛

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

She decided to back away from the argument.

او تصمیم گرفت که از بحث عقب نشینی کند.

توضیح

This means she chose to withdraw from the disagreement.

دستور زبان

In this context, 'back' is used as a verb indicating retreating or moving away.

توضیح

این به این معناست که او تصمیم گرفت که از اختلاف نظر کنار بکشد.

دستور زبان

در اینجا، 'عقب نشینی' به عنوان یک فعل برای نشان دادن عقب آمدن یا دور شدن استفاده شده است.

2Literature & Fiction · medium

The hero had to backtrack to find the lost treasure.

قهرمان مجبور شد برای پیدا کردن گنج گم شده عقب نشینی کند.

توضیح

Here, 'backtrack' means to go back over the same path to find something.

دستور زبان

The word 'backtrack' combines 'back' with 'track' to create a more specific meaning.

توضیح

در اینجا، 'عقب نشینی' به معنای بازگشتن به همان مسیر برای پیدا کردن چیزی است.

دستور زبان

کلمه 'عقب نشینی' ترکیبی از 'عقب' و 'مسیر' است که معنی خاص‌تری را ایجاد می‌کند.

3Sentence Construction · medium

You should back your claims with evidence.

شما باید ادعاهای خود را با مدارک حمایت کنید.

توضیح

This means to support your statements with proof or facts.

دستور زبان

'Back' in this case serves to indicate support or reinforcement.

توضیح

این به این معناست که باید اظهارات خود را با شواهد یا حقایق حمایت کنید.

دستور زبان

در اینجا، 'عقب' برای نشان دادن حمایت یا تقویت استفاده می‌شود.

جستجوی واژه