اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Back v. i.

پشت

تعریف

To bet on the success of; -- as, to back a race horse.

معنی فارسی

شرط بندی در مورد موفقیت ؛

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

I decided to back my friend in the competition.

تصمیم گرفتم که دوستنم را در مسابقه حمایت کنم.

توضیح

In this sentence, 'back' means to support or bet on someone’s success.

دستور زبان

The verb 'back' is used here to indicate support.

توضیح

در این جمله، 'حمایت کردن' به معنی حمایت یا شرط بندی بر روی موفقیت شخصی است.

دستور زبان

فعل 'حمایت کردن' در اینجا برای نشان دادن حمایت استفاده شده است.

2Literature & Fiction · medium

The author chose to back the hero's journey with rich descriptions.

نویسنده تصمیم گرفت که سفر قهرمان را با توصیف‌های غنی حمایت کند.

توضیح

Here, 'back' means to support or enhance the character's story.

دستور زبان

'Back' can also imply adding detail or support to a narrative.

توضیح

در اینجا، 'حمایت کردن' به معنی حمایت یا غنی‌سازی داستان شخصیت است.

دستور زبان

'حمایت کردن' همچنین می‌تواند به معنی افزودن جزئیات یا حمایت از یک روایت باشد.

3Sentence Construction · advanced

We need to back our ideas with data in the presentation.

باید ایده‌های خود را در ارائه با داده‌ها حمایت کنیم.

توضیح

'Back' here implies supporting ideas through evidence or facts.

دستور زبان

In this context, 'back' functions as a transitive verb requiring an object.

توضیح

'حمایت کردن' در اینجا به معنی حمایت از ایده‌ها از طریق شواهد یا حقایق است.

دستور زبان

در این زمینه، 'حمایت کردن' به عنوان یک فعل گذرا عمل می‌کند که نیاز به یک مفعول دارد.

جستجوی واژه