اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Back v. i.

پشت

تعریف

To move or go backward; as, the horse refuses to back.

معنی فارسی

حرکت یا عقب رفتن به عقب ؛

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

I had to back away from the dangerous situation.

من مجبور شدم از وضعیت خطرناک دور شوم.

توضیح

In this sentence, 'back' means to move away from something harmful.

دستور زبان

Used as a verb, 'back' can indicate reversing direction.

توضیح

در این جمله، 'عقب' به معنای دور شدن از چیزی خطرناک است.

دستور زبان

به عنوان یک فعل، 'عقب' می‌تواند به معنای معکوس کردن جهت باشد.

2Literature & Fiction · medium

The knight decided to back away from the fierce dragon.

شوالیه تصمیم گرفت از اژدهای وحشی عقب بکشد.

توضیح

Here, 'back' indicates the knight is retreating to ensure safety.

دستور زبان

In literature, 'back' often conveys a sense of retreat or withdrawal.

توضیح

در اینجا، 'عقب' نشان می‌دهد که شوالیه برای اطمینان از ایمنی، در حال عقب‌نشینی است.

دستور زبان

در ادبیات، 'عقب' معمولاً حس عقب‌نشینی یا کنار رفتن را منتقل می‌کند.

3Sentence Construction · easy

He asked her to back her car out of the driveway.

او از او خواست که ماشینش را از پارکینگ خارج کند.

توضیح

In this sentence, 'back' is used to describe the action of moving a vehicle in reverse.

دستور زبان

'Back' can be used with objects (like a car) to indicate direction.

توضیح

در این جمله، 'عقب' برای توصیف عمل حرکت خودرو به عقب استفاده شده است.

دستور زبان

'عقب' می‌تواند با اشیاء (مانند خودرو) برای نشان دادن جهت استفاده شود.

جستجوی واژه