1Daily Usage · easy
His backcast ruined our plans.
پیشبینی بد او برنامههای ما را خراب کرد.
توضیح
Here, 'backcast' refers to an unexpected event that negatively affected their plans.
دستور زبان
'Backcast' is a noun that represents something that causes misfortune.
توضیح
در اینجا، 'پیشبینی بد' به یک رویداد ناگهانی اشاره دارد که به طور منفی بر برنامههای آنها تأثیر گذاشته است.
دستور زبان
'پیشبینی بد' یک اسم است که چیزی را که باعث بدبختی میشود، نشان میدهد.
2Literature & Fiction · medium
The protagonist faced a backcast in her journey.
قهرمان داستان در سفرش با یک پیشبینی بد مواجه شد.
توضیح
In literature, 'backcast' can describe an event that hinders a character’s progress or goal.
دستور زبان
In this context, 'backcast' adds depth to the storyline by introducing conflict.
توضیح
در ادبیات، 'پیشبینی بد' میتواند رویدادی باشد که پیشرفت یا هدف یک شخصیت را مختل میکند.
دستور زبان
در این زمینه، 'پیشبینی بد' با معرفی تضاد، عمق بیشتری به داستان میدهد.
3Sentence Construction · advanced
They had to rethink their strategy after the backcast.
آنها بعد از پیشبینی بد مجبور شدند استراتژی خود را دوباره بررسی کنند.
توضیح
'Backcast' here indicates an event that leads to reevaluation of plans.
دستور زبان
Use 'backcast' following a clause that indicates its impact.
توضیح
در اینجا 'پیشبینی بد' به رویدادی اشاره دارد که منجر به بازنگری در برنامهها میشود.
دستور زبان
از 'پیشبینی بد' بعد از یک جملهای که تأثیر آن را نشان میدهد، استفاده کنید.