اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Backed a.

از پشت

تعریف

Having a back; fitted with a back; as, a backed electrotype or stereotype plate. Used in composition; as, broad-backed; hump-backed.

معنی فارسی

داشتن پشتی

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

I bought a backed chair for my office.

من یک صندلی دارای پشتی برای دفترم خریدم.

توضیح

A backed chair means it has a support at the back for comfort.

دستور زبان

Adjective used to describe something that has a back.

توضیح

صندلی دارای پشتی به این معنی است که یک پشتی برای راحتی دارد.

دستور زبان

صفت که برای توصیف چیزی که دارای پشتی است استفاده می‌شود.

2Literature & Fiction · medium

The broad-backed giant moved gracefully through the forest.

غول دارای پشتی پهن به آرامی در جنگل حرکت کرد.

توضیح

Broad-backed refers to a giant with a wide back, giving a strong visual image.

دستور زبان

Used as a compound adjective describing size.

توضیح

پشتی پهن به غولی با پشتی عریض اشاره دارد، که تصویر قوی را القا می‌کند.

دستور زبان

به عنوان یک صفت ترکیبی برای توصیف اندازه استفاده می‌شود.

3Sentence Construction · advanced

The artist created a backed sculpture that enhances stability.

هنرمند یک مجسمه دارای پشتی خلق کرد که ثبات را افزایش می‌دهد.

توضیح

A backed sculpture means it has support at the back, making it more stable.

دستور زبان

Adjective can be combined with various nouns for different meanings.

توضیح

مجسمه دارای پشتی به این معنی است که در پشت خود پشتیبانی دارد و آن را پایدارتر می‌کند.

دستور زبان

این صفت می‌تواند با اسم‌های مختلف ترکیب شود تا معانی متفاوتی داشته باشد.

جستجوی واژه