اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Backgammon v. i.

پشتوانه

تعریف

In the game of backgammon, to beat by ending the game before the loser is clear of his first "table".

معنی فارسی

در بازی Backgammon ، با پایان دادن به

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

We played backgammon last night and I managed to backgammon him.

ما دیشب با هم Backgammon بازی کردیم و من توانستم او را بکامتو کنم.

توضیح

In this context, 'to backgammon' means to finish the game before the other player can exit their part of the board.

دستور زبان

Used as a verb in the context of the game.

توضیح

در اینجا، 'بکامتو کردن' به معنای تمام کردن بازی قبل از این است که بازیکن دیگر بتواند قسمت خود را ترک کند.

دستور زبان

در اینجا به عنوان یک فعل در زمینه بازی استفاده شده است.

2Literature & Fiction · medium

In the novel, the characters often indulge in games of backgammon, showcasing their strategic minds.

در رمان، شخصیت‌ها معمولاً در بازی‌های Backgammon غرق می‌شوند، و ذهن استراتژیک خود را به نمایش می‌گذارند.

توضیح

Here, backgammon illustrates the characters' intellect and decision-making abilities.

دستور زبان

The term is often used to signify both the game and its strategic aspects.

توضیح

در اینجا، Backgammon هوش و توانایی‌های تصمیم‌گیری شخصیت‌ها را به تصویر می‌کشد.

دستور زبان

این واژه معمولاً برای نشان دادن هم بازی و هم جنبه‌های استراتژیک آن استفاده می‌شود.

3Sentence Construction · medium

If I backgammon you, it means I ended the game swiftly.

اگر من تو را بکامتو کنم، به این معنی است که بازی را به سرعت تمام کردم.

توضیح

This sentence helps express the action of finishing the game quickly.

دستور زبان

Emphasizes the use of 'backgammon' as a verb.

توضیح

این جمله به بیان عمل تمام کردن بازی به سرعت کمک می‌کند.

دستور زبان

بر استفاده از 'بکامتو' به عنوان یک فعل تأکید می‌کند.

جستجوی واژه