اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Background n.

پیشینه

تعریف

Anything behind, serving as a foil; as, the statue had a background of red hangings.

معنی فارسی

هر چیزی در پشت ، به عنوان یک فویل خدمت می کند.

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

The background noise made it hard to concentrate.

صدای پس‌زمینه باعث شد که تمرکز کردن سخت باشد.

توضیح

Background noise refers to sounds that are not the main focus and can be distracting.

دستور زبان

Used as a noun to refer to the area behind the main subject.

توضیح

صدای پس‌زمینه به صداهایی اشاره دارد که اصلی نیستند و می‌توانند حواس‌پرت‌کن باشند.

دستور زبان

به عنوان اسم برای اشاره به ناحیه‌ای که پشت سوژه اصلی قرار دارد، استفاده می‌شود.

2Literature & Fiction · medium

In the painting, the mountains form a stunning background for the village.

در این نقاشی، کوه‌ها پس‌زمینه‌ای خیره‌کننده برای روستا ایجاد می‌کنند.

توضیح

A background in art refers to the area behind the main subject and can enhance its beauty.

دستور زبان

Often describes the setting or environment surrounding the main subject.

توضیح

پس‌زمینه در هنر به ناحیه‌ای اشاره دارد که پشت سوژه اصلی قرار دارد و می‌تواند زیبایی آن را افزایش دهد.

دستور زبان

بیشتر برای توصیف محیط یا صحنه‌ای که سوژه اصلی در آن قرار دارد، استفاده می‌شود.

3Sentence Construction · advanced

To clarify the issue, let's focus on the background information.

برای روشن کردن مسئله، بیایید روی اطلاعات پس‌زمینه تمرکز کنیم.

توضیح

Background information consists of details that help understand the main topic better.

دستور زبان

Can be used in various contexts to provide additional context.

توضیح

اطلاعات پس‌زمینه شامل جزئیاتی است که به فهم بهتر موضوع اصلی کمک می‌کند.

دستور زبان

می‌تواند در زمینه‌های مختلف برای ارائه اطلاعات اضافی مورد استفاده قرار گیرد.

جستجوی واژه