اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Background n.

پیشینه

تعریف

A place in obscurity or retirement, or out of sight.

معنی فارسی

مکانی در گمنام یا بازنشستگی یا خارج از دید.

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

The garden is a peaceful background for our picnic.

باغ، پس‌زمینه‌ای آرام برای پیک‌نیک ماست.

توضیح

In this sentence, 'background' refers to the setting or environment of the picnic.

دستور زبان

'Background' is typically a noun and can refer to physical settings or metaphorical contexts.

توضیح

در این جمله، 'پس‌زمینه' به محیط یا مکان پیک‌نیک اشاره دارد.

دستور زبان

'پس‌زمینه' معمولاً یک اسم است و می‌تواند به محیط‌های فیزیکی یا زمینه‌های تمثیلی اشاره کند.

2Literature & Fiction · medium

The character's dark background adds depth to the story.

پس‌زمینه تاریک شخصیت به داستان عمق می‌بخشد.

توضیح

Here, 'background' refers to the history and experiences that shape the character.

دستور زبان

In literature, 'background' can also indicate a character’s past or context in which they exist.

توضیح

در اینجا، 'پس‌زمینه' به تاریخ و تجربیاتی اشاره دارد که شخصیت را شکل می‌دهند.

دستور زبان

در ادبیات، 'پس‌زمینه' همچنین می‌تواند به گذشته یا زمینه‌ای که شخصیت در آن وجود دارد، اشاره کند.

3Sentence Construction · advanced

Make sure to choose a background that complements the artwork.

مطمئن شوید که پس‌زمینه‌ای انتخاب کنید که با اثر هنری هماهنگ باشد.

توضیح

'Background' in this context refers to the visual setting behind the main focus.

دستور زبان

When constructing sentences, 'background' can be modified by adjectives to convey different meanings.

توضیح

در این زمینه، 'پس‌زمینه' به تنظیم بصری پشت مرکز توجه اصلی اشاره دارد.

دستور زبان

هنگام ساخت جملات، 'پس‌زمینه' می‌تواند به وسیله صفت‌ها تغییر داده شود تا معانی مختلفی را منتقل کند.

جستجوی واژه