اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Backset v. i.

پشت

تعریف

To plow again, in the fall; -- said of prairie land broken up in the spring.

معنی فارسی

دوباره شخم زدن ، در پاییز ؛

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

Farmers often backset their fields in the fall.

کشاورزان معمولاً در پاییز دوباره شخم می‌زنند.

توضیح

This means farmers are plowing their land again during the fall season.

دستور زبان

The verb 'backset' is used intransitively here.

توضیح

این به این معناست که کشاورزان در فصل پاییز زمین خود را دوباره شخم می‌زنند.

دستور زبان

فعل 'backset' در اینجا به صورت غیرانتقالی استفاده شده است.

2Literature & Fiction · medium

In the novel, the protagonist manages to backset the old fields for a better harvest.

در رمان، شخصیت اصلی توانست زمین‌های قدیمی را به‌منظور برداشت بهتر دوباره شخم بزند.

توضیح

This reflects a character's effort to improve their farming outcomes.

دستور زبان

The verb implies an action repeated during a specific time.

توضیح

این نشان‌دهنده تلاش یک شخصیت برای بهبود نتایج کشاورزی‌اش است.

دستور زبان

فعل به یک اقدام تکراری در یک زمان خاص اشاره دارد.

3Sentence Construction · advanced

To prepare for winter, it's important to backset the land properly.

برای آماده‌سازی برای زمستان، مهم است که زمین را به‌درستی دوباره شخم بزنید.

توضیح

This sentence emphasizes the importance of this farming practice before winter.

دستور زبان

The structure suggests a cause and effect relationship.

توضیح

این جمله بر اهمیت این روش کشاورزی قبل از زمستان تأکید می‌کند.

دستور زبان

ساختار به یک رابطه علت و معلولی اشاره دارد.

جستجوی واژه