اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Backslider n.

پشت سر هم

تعریف

One who backslides.

معنی فارسی

کسی که عقب نشینی می کند.

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

He felt like a backslider after missing several gym sessions.

او بعد از اینکه چندین جلسه تمرین را از دست داد، احساس کرد که یک عقب نشینی کرده است.

توضیح

A backslider is someone who returns to previous habits or stops making progress.

دستور زبان

Noun form, refers to a person.

توضیح

عقب نشینی به کسی گفته می‌شود که به عادات قبلی خود برمی‌گردد یا از پیشرفت باز می‌ماند.

دستور زبان

نوع اسم، به یک فرد اشاره دارد.

2Literature & Fiction · medium

In the novel, the protagonist was labeled a backslider for abandoning his principles.

در رمان، قهرمان داستان به خاطر رها کردن اصولش، به عنوان یک عقب نشینی شناخته می‌شد.

توضیح

In literature, a backslider often represents moral failure or a loss of commitment.

دستور زبان

Commonly used in moral or philosophical discussions.

توضیح

در ادبیات، عقب نشینی معمولاً نمایانگر شکست اخلاقی یا از دست دادن تعهد است.

دستور زبان

معمولاً در مباحث اخلاقی یا فلسفی استفاده می‌شود.

3Sentence Construction · medium

She worried she would become a backslider if she stopped studying.

او نگران بود که اگر مطالعه را کنار بگذارد، یک عقب نشینی شود.

توضیح

This usage emphasizes the concern of losing progress in personal development.

دستور زبان

Often follows verbs like 'become' or 'feel'.

توضیح

این استفاده بر نگرانی از دست دادن پیشرفت در توسعه شخصی تأکید می‌کند.

دستور زبان

اغلب پس از افعالی مانند 'شدن' یا 'احساس کردن' می‌آید.

جستجوی واژه