1Daily Usage · easy
He moved backward to avoid the falling object.
او به عقب حرکت کرد تا از شیء در حال سقوط دوری کند.
توضیح
This means he stepped back to stay safe.
دستور زبان
Used to indicate movement in the reverse direction.
توضیح
این به این معنی است که او برای ایمنی به عقب رفت.
دستور زبان
برای نشان دادن حرکت در جهت معکوس استفاده میشود.
2Literature & Fiction · medium
The hero often reflects on his backward journey.
قهرمان غالباً به سفر قبلیاش فکر میکند.
توضیح
Here, 'backward' indicates a journey revisiting past events.
دستور زبان
Describes a motion that retraces steps or thoughts.
توضیح
در اینجا، 'به عقب' به سفر به یادآوردن وقایع گذشته اشاره دارد.
دستور زبان
حرکتی را توصیف میکند که گامها یا افکار را پیگیری میکند.
3Sentence Construction · easy
When she fell, she landed backward on the grass.
وقتی که او افتاد، به عقب روی چمن فرود آمد.
توضیح
This indicates the direction she fell while on the grass.
دستور زبان
Often used adverbially to modify actions.
توضیح
این نشان میدهد که او در حین افتادن به کدام طرف افتاد.
دستور زبان
اغلب بهصورت قید برای اصلاح اعمال استفاده میشود.