1Daily Usage · easy
She always walks backwards when she is distracted.
او همیشه وقتی حواسش پرت است، به عقب راه میرود.
توضیح
This means she walks in the opposite direction, often without realizing it.
دستور زبان
Backwards can describe movement in the opposite direction.
توضیح
این بدان معناست که او در خلاف جهت حرکت میکند، اغلب بدون اینکه متوجه شود.
دستور زبان
به سمت عقب میتواند حرکت در خلاف جهت را توصیف کند.
2Literature & Fiction · medium
The story reflects on events that happened backwards in time.
این داستان به وقایعی اشاره دارد که در زمان به عقب اتفاق افتادهاند.
توضیح
This suggests that the narrative explores past events rather than following them in chronological order.
دستور زبان
Used here to describe a non-linear storytelling method.
توضیح
این نشان میدهد که روایت به بررسی وقایع گذشته میپردازد نه اینکه آنها را به ترتیبی زمانی دنبال کند.
دستور زبان
در اینجا برای توصیف یک روش روایت غیرخطی استفاده شده است.
3Sentence Construction · advanced
If you think backwards, you can find the solution to the problem.
اگر به صورت معکوس فکر کنید، میتوانید به راهحل مشکل برسید.
توضیح
This means that reconsidering the past decisions might help you solve the current issue.
دستور زبان
Used as an adverb to describe the manner of thinking.
توضیح
این بدان معناست که دوباره بررسی کردن تصمیمات گذشته ممکن است به شما کمک کند تا مشکل کنونی را حل کنید.
دستور زبان
به عنوان قید برای توصیف نحوه فکر کردن استفاده میشود.