اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Backwards adv.

به عقب

تعریف

From a better to a worse state, as from honor to shame, from religion to sin.

معنی فارسی

از یک وضعیت بهتر به یک وضعیت بدتر ، مانند افتخار تا

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

He took a step backwards when he saw the snake.

وقتی مار را دید، یک قدم به عقب رفت.

توضیح

In this sentence, 'backwards' shows the direction of movement away from something dangerous.

دستور زبان

'Backwards' is an adverb indicating direction.

توضیح

در این جمله، 'به عقب' جهت حرکت دور شدن از چیزی خطرناک را نشان می‌دهد.

دستور زبان

'به عقب' قید است که جهت را نشان می‌دهد.

2Literature & Fiction · medium

The story unfolds backwards, revealing the end first.

داستان به صورت معکوس پیش می‌رود و ابتدا پایان را فاش می‌کند.

توضیح

Here, 'backwards' refers to the order in which the narrative is presented.

دستور زبان

In literature, 'backwards' can describe an unconventional narrative style.

توضیح

در اینجا، 'معکوس' به ترتیب ارائه روایت اشاره دارد.

دستور زبان

در ادبیات، 'معکوس' می‌تواند سبک روایت غیرمتعارف را توصیف کند.

3Sentence Construction · advanced

She wrote her essay backwards, starting with the conclusion.

او مقاله‌اش را به صورت معکوس نوشت، با شروع از نتیجه‌گیری.

توضیح

This example illustrates how 'backwards' is used to describe an unusual approach to writing.

دستور زبان

Sentences can be structured in various ways, including backwards.

توضیح

این مثال نشان می‌دهد که چگونه 'به عقب' برای توصیف یک روش غیرمعمول نوشتن استفاده می‌شود.

دستور زبان

جمله‌ها می‌توانند به روش‌های مختلفی ساخته شوند، از جمله به صورت معکوس.

جستجوی واژه