اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Backward a.

به عقب

تعریف

Not well advanced in learning; not quick of apprehension; dull; inapt; as, a backward child.

معنی فارسی

در یادگیری به خوبی پیشرفت نکرده است.

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

He is a bit backward when it comes to math.

او در ریاضی کمی ضعیف است.

توضیح

This means he struggles to understand math concepts.

دستور زبان

Used to describe someone who is slow in learning.

توضیح

این به این معنی است که او در درک مفاهیم ریاضی مشکل دارد.

دستور زبان

برای توصیف فردی که در یادگیری کند است، استفاده می‌شود.

2Literature & Fiction · medium

The backward protagonist faced challenges that tested his intellect.

پهلوان ضعیف در داستان با چالش‌هایی مواجه شد که ذهنش را آزمایش کرد.

توضیح

Here, 'backward' suggests he is slow to learn or adapt.

دستور زبان

Often refers to characters in stories who struggle to progress.

توضیح

در اینجا، 'ضعیف' به این معناست که او در یادگیری یا سازگاری کند است.

دستور زبان

معمولاً به شخصیت‌هایی در داستان‌ها اشاره دارد که در پیشرفت کند هستند.

3Sentence Construction · advanced

Despite being backward, he had a unique perspective on the topic.

با وجود اینکه او کند ذهن بود، دیدگاه خاصی درباره موضوع داشت.

توضیح

This means that even though he learns slowly, his thoughts are valuable.

دستور زبان

Can be used in both positive and negative contexts.

توضیح

این به این معنی است که با وجود اینکه او به کندی یاد می‌گیرد، افکارش ارزشمند است.

دستور زبان

می‌تواند در زمینه‌های مثبت و منفی استفاده شود.

جستجوی واژه