اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Backward v. i.

به عقب

تعریف

To keep back; to hinder.

معنی فارسی

برای عقب نگه داشتن

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

He decided to backtrack and not go backward on his promise.

او تصمیم گرفت که عقب نشینی کند و به قولش برنگردد.

توضیح

This means he chose to revisit his earlier decision instead of going back on his word.

دستور زبان

The word can also be used in the context of physically moving backward.

توضیح

این بدین معناست که او تصمیم گرفت به تصمیم قبلی خود برگردد و به قولش وفادار بماند.

دستور زبان

این کلمه می‌تواند در زمینه حرکت فیزیکی به عقب نیز استفاده شود.

2Literature & Fiction · medium

The character in the story had to backward his actions to make amends.

شخصیت در داستان مجبور بود که اقدام‌هایش را عقب بزند تا جبران کند.

توضیح

This highlights a situation where a character reflects on their mistakes and wants to correct them.

دستور زبان

In literature, 'backward' often symbolizes a regression in character development.

توضیح

این به موقعیتی اشاره دارد که یک شخصیت به اشتباهاتش فکر می‌کند و می‌خواهد آن‌ها را اصلاح کند.

دستور زبان

در ادبیات، 'عقب' معمولاً نماد پسرفت در توسعه شخصیت است.

3Sentence Construction · medium

You shouldn’t backward your progress in this project.

شما نباید پیشرفت خود را در این پروژه عقب بزنید.

توضیح

This encourages someone to maintain their success rather than undo their efforts.

دستور زبان

The use of 'shouldn't' indicates a recommendation or advice against going backward.

توضیح

این شخصی را تشویق می‌کند که موفقیت خود را حفظ کند و تلاش‌هایش را برنگردد.

دستور زبان

استفاده از 'نباید' نشان‌گر یک توصیه یا نصیحت برای اجتناب از عقب رفتن است.

جستجوی واژه