اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Backwardation n.

عقب ماندگی

تعریف

The seller's postponement of delivery of stock or shares, with the consent of the buyer, upon payment of a premium to the latter; -- also, the premium so paid. See Contango.

معنی فارسی

به تعویق انداختن فروشنده از تحویل سهام یا

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · medium

The trade ended in backwardation, allowing us to hold our shares longer.

تجارت در وضعیت به تعویق انداختن به پایان رسید و به ما اجازه داد که سهام خود را مدت بیشتری نگه داریم.

توضیح

Backwardation means that the seller is delaying the delivery of shares with the buyer's agreement.

دستور زبان

Noun; describes a financial transaction.

توضیح

به تعویق انداختن به این معنی است که فروشنده با موافقت خریدار، تحویل سهام را به تعویق می‌اندازد.

دستور زبان

اسم؛ توصیف‌گر یک معامله مالی است.

2Literature & Fiction · advanced

In the novel, the character faced backwardation in his trades, which mirrored his personal dilemmas.

در رمان، شخصیت با به تعویق انداختن در معاملاتش مواجه شد که منعکس‌کننده معضلات شخصی‌اش بود.

توضیح

Here, backwardation illustrates a struggle in both business and personal life.

دستور زبان

Noun; commonly used in finance.

توضیح

در اینجا، به تعویق انداختن نمایانگر یک مبارزه در زندگی کسب و کار و زندگی شخصی است.

دستور زبان

اسم؛ معمولاً در مالیات استفاده می‌شود.

3Sentence Construction · medium

The market moved into backwardation as investors anticipated future price changes.

بازار به وضعیت به تعویق انداختن رفت چرا که سرمایه‌گذاران تغییرات قیمت آینده را پیش‌بینی کردند.

توضیح

This shows how market expectations can influence trading conditions.

دستور زبان

Noun; used in specific contexts.

توضیح

این نشان می‌دهد که چگونه انتظارات بازار می‌تواند بر شرایط معاملاتی تأثیر بگذارد.

دستور زبان

اسم؛ در زمینه‌های خاص استفاده می‌شود.

جستجوی واژه