اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Backwardly adv.

به عقب

تعریف

Reluctantly; slowly; aversely.

معنی فارسی

با اکراه ؛

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

She accepted the change backwardly, showing her reluctance.

او تغییر را با اکراه پذیرفت و نشان داد که تمایل ندارد.

توضیح

This means she accepted the change but did not do so willingly.

دستور زبان

Used as an adverb to describe how something is done.

توضیح

این به این معنی است که او تغییر را پذیرفت ولی با میل خود نبود.

دستور زبان

به عنوان قید برای توصیف نحوه انجام چیزی استفاده می‌شود.

2Literature & Fiction · medium

The character moved backwardly through the story, revealing his fears.

شخصیت در داستان با اکراه حرکت کرد و ترس‌های خود را نشان داد.

توضیح

This shows the character's hesitant progression in the narrative.

دستور زبان

Can be used metaphorically in literature to describe emotional states.

توضیح

این نشان می‌دهد که شخصیت به‌طور ناخواسته و به آرامی در داستان پیش می‌رود.

دستور زبان

می‌تواند به‌طور استعاری در ادبیات برای توصیف estados عاطفی استفاده شود.

3Sentence Construction · medium

He spoke backwardly about his plans for the project.

او دربارهٔ طرح‌هایش برای پروژه با اکراه صحبت کرد.

توضیح

This indicates he was hesitant to discuss his plans openly.

دستور زبان

Indicates a reluctance in the manner of speaking.

توضیح

این نشان می‌دهد که او در بحث دربارهٔ طرح‌هایش تمایل نداشت.

دستور زبان

نشان‌دهنده بی‌میلی در نحوهٔ صحبت کردن است.

جستجوی واژه