اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Backwardness n.

عقب ماندگی

تعریف

The state of being backward.

معنی فارسی

حالت عقب مانده

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

He felt a sense of backwardness in his understanding of technology.

او در درک تکنولوژی احساس حالت عقب مانده می‌کرد.

توضیح

This means he thinks he is not up to date with technology.

دستور زبان

Is a noun describing a condition.

توضیح

این به این معنی است که او فکر می‌کند در زمینه تکنولوژی به‌روز نیست.

دستور زبان

اسم است که یک حالت را توصیف می‌کند.

2Literature & Fiction · medium

The novel portrays the backwardness of society in the village.

رمان عقب ماندگی جامعه در روستا را به تصویر می‌کشد.

توضیح

This indicates that the village has not progressed or developed.

دستور زبان

Used as a noun to critique societal conditions.

توضیح

این نشان می‌دهد که روستا پیشرفت یا توسعه نداشته است.

دستور زبان

به‌عنوان اسم برای نقد شرایط اجتماعی استفاده می‌شود.

3Sentence Construction · medium

Her backwardness in math affected her overall grades.

عقب ماندگی او در ریاضی بر نمرات کلی‌اش تأثیر گذاشت.

توضیح

This means her struggles in math made her grades lower.

دستور زبان

Functions as a noun representing a specific issue.

توضیح

این به این معنی است که مشکلات او در ریاضی باعث پایین آمدن نمراتش شد.

دستور زبان

به عنوان اسم عمل می‌کند که یک مشکل خاص را نمایان می‌سازد.

جستجوی واژه