اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Prophet n.

پیامبر

تعریف

An interpreter; a spokesman.

معنی فارسی

مترجم ؛

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

The prophet delivered an important message.

پیامبر پیام مهمی را منتقل کرد.

توضیح

A prophet often shares messages with people.

دستور زبان

Used as a noun to refer to a person.

توضیح

یک پیامبر معمولاً پیام‌هایی را با مردم به اشتراک می‌گذارد.

دستور زبان

به عنوان اسم برای اشاره به یک فرد استفاده می‌شود.

2Literature & Fiction · medium

The novel featured a prophet guiding the heroes.

رمان شامل یک پیامبر بود که قهرمانان را هدایت می‌کرد.

توضیح

In stories, prophets often guide characters.

دستور زبان

Often denotes a person with special insight.

توضیح

در داستان‌ها، پیامبران معمولاً شخصیت‌ها را راهنمایی می‌کنند.

دستور زبان

معمولاً به فردی با بینش خاص اشاره دارد.

3Sentence Construction · advanced

A prophet is someone who interprets divine messages.

پیامبر کسی است که پیام‌های الهی را تفسیر می‌کند.

توضیح

This sentence defines what a prophet does.

دستور زبان

Can follow a linking verb like 'is'.

توضیح

این جمله تعریف می‌کند که یک پیامبر چه کاری انجام می‌دهد.

دستور زبان

می‌تواند بعد از فعل پیوسته‌ای مانند 'است' بیاید.

جستجوی واژه