اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Range n.

دامنه

تعریف

To sail or pass in a direction parallel to or near; as, to range the coast.

معنی فارسی

قایقرانی یا عبور در یک جهت به موازات یا در نزدیکی ؛

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

We will range along the beach this weekend.

ما به این آخر هفته در کنار ساحل قایقرانی می‌کنیم.

توضیح

This means we will move or explore near the beach.

دستور زبان

Used as a noun, it refers to the area or line of movement.

توضیح

این به این معنی است که ما در نزدیکی ساحل حرکت یا کاوش خواهیم کرد.

دستور زبان

به عنوان یک اسم، به منطقه یا خط حرکت اشاره دارد.

2Literature & Fiction · medium

The ship began to range the unknown waters.

کشتی شروع به قایقرانی در آب‌های ناشناخته کرد.

توضیح

Here, 'range' suggests exploring or navigating unfamiliar areas.

دستور زبان

Often used in a more poetic or descriptive sense.

توضیح

در اینجا، 'قایقرانی' نشان‌دهنده کاوش یا حرکت در مناطق ناآشنا است.

دستور زبان

اغلب به صورت ادبی یا توصیفی استفاده می‌شود.

3Sentence Construction · advanced

To range the valley, one needs a good map.

برای قایقرانی در دره، به یک نقشه خوب نیاز است.

توضیح

This structure shows that one must prepare before exploring.

دستور زبان

Follows the structure 'to + range + the + noun'.

توضیح

این ساختار نشان می‌دهد که قبل از کاوش، باید آماده شد.

دستور زبان

ساختار 'به + قایقرانی + ال + اسم' را دنبال می‌کند.

جستجوی واژه