اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Range n.

دامنه

تعریف

To be native to, or to live in; to frequent.

معنی فارسی

بومی بودن یا زندگی در آن.

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

I love to explore the range of mountains near my home.

من دوست دارم دامنه‌ی کوهستان‌های نزدیک خانه‌ام را کاوش کنم.

توضیح

Here, 'range' refers to a series of mountains that are connected.

دستور زبان

Used as a noun to describe a group or series.

توضیح

در اینجا، 'دامنه' به معنای یک سری کوه‌هایی است که به هم متصل‌اند.

دستور زبان

به عنوان یک اسم برای توصیف یک گروه یا سری استفاده می‌شود.

2Literature & Fiction · medium

The novel explores the emotional range of its characters.

رمان دامنه‌ی احساسی شخصیت‌هایش را بررسی می‌کند.

توضیح

Here, 'range' refers to the variety of emotions experienced by characters.

دستور زبان

Can describe both physical and abstract concepts.

توضیح

در اینجا، 'دامنه' به تنوع احساسات تجربه‌شده توسط شخصیت‌ها اشاره دارد.

دستور زبان

می‌تواند مفاهیم فیزیکی و انتزاعی را توصیف کند.

3Sentence Construction · medium

The colors in this painting show a wide range of hues.

رنگ‌های این نقاشی دامنه‌ی وسیعی از سایه‌ها را نشان می‌دهند.

توضیح

In this case, 'range' describes the variety of colors represented.

دستور زبان

Often used with modifiers like 'wide' to emphasize variety.

توضیح

در این مورد، 'دامنه' به تنوع رنگ‌هایی که نشان داده شده‌اند اشاره دارد.

دستور زبان

اغلب با صفاتی مانند 'وسیع' برای تأکید بر تنوع استفاده می‌شود.

جستجوی واژه