اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Range v. i.

دامنه

تعریف

To be placed in order; to be ranked; to admit of arrangement or classification; to rank.

معنی فارسی

به ترتیب قرار داده شود

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

We need to range the books on the shelves.

ما باید کتاب‌ها را در قفسه‌ها به ترتیب قرار دهیم.

توضیح

This means organizing the books from one end of the shelf to the other.

دستور زبان

In this case, 'range' is used to describe the action of organizing.

توضیح

این به معنای سازماندهی کتاب‌ها از یک سمت قفسه به سمت دیگر است.

دستور زبان

در اینجا، 'range' برای توصیف عمل سازماندهی استفاده می‌شود.

2Literature & Fiction · medium

The characters were ranged according to their importance in the story.

شخصیت‌ها بر اساس اهمیت‌شان در داستان به ترتیب قرار داده شده بودند.

توضیح

This suggests that characters are arranged in a specific order based on their roles.

دستور زبان

'Ranged' here can indicate a ranking based on significance.

توضیح

این نشان می‌دهد که شخصیت‌ها بر اساس نقش‌هایشان به یک ترتیب خاص قرار داده شده‌اند.

دستور زبان

'Ranged' در اینجا می‌تواند به یک رده‌بندی بر اساس اهمیت اشاره کند.

3Sentence Construction · easy

Try to range the items from smallest to largest.

سعی کن اقلام را از کوچکترین به بزرگترین قرار دهی.

توضیح

This instructs someone to put items in a specific order based on size.

دستور زبان

The verb 'range' conveys the idea of ordering items systematically.

توضیح

این به کسی دستور می‌دهد که اقلام را بر اساس اندازه در یک ترتیب خاص قرار دهد.

دستور زبان

فعل 'range' ایدهٔ ساماندهی اقلام به طور سیستماتیک را منتقل می‌کند.

جستجوی واژه