اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Range v.

دامنه

تعریف

An aggregate of individuals in one rank or degree; an order; a class.

معنی فارسی

جمع افراد در یک رتبه یا درجه ؛

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

The range of classes offered at the school is impressive.

محدوده کلاس‌های ارائه شده در مدرسه چشم‌گیر است.

توضیح

In this context, 'range' refers to the variety of classes available.

دستور زبان

Used as a noun to indicate variety or scope.

توضیح

در اینجا، 'محدوده' به تنوع کلاس‌های موجود اشاره دارد.

دستور زبان

به عنوان یک اسم برای نشان دادن تنوع یا محدوده استفاده می‌شود.

2Literature & Fiction · medium

The characters in the novel represent a wide range of societal issues.

شخصیت‌های رمان نماینده دامنه وسیعی از مسائل اجتماعی هستند.

توضیح

'Range' here indicates the diversity of topics covered through the characters.

دستور زبان

Can also signify thematic diversity in literature.

توضیح

'محدوده' در اینجا نشان‌دهنده تنوع موضوعات پوشش داده شده از طریق شخصیت‌ها است.

دستور زبان

می‌تواند تنوع موضوعی در ادبیات را نیز نشان دهد.

3Sentence Construction · advanced

You can range your thoughts across different topics.

می‌توانی افکار خود را در زمینه‌های مختلف رده‌بندی کنی.

توضیح

'Range' is used to suggest organizing or categorizing thoughts.

دستور زبان

Commonly followed by prepositions like 'across' or 'between'.

توضیح

'محدوده' برای پیشنهاد سازماندهی یا رده‌بندی افکار استفاده می‌شود.

دستور زبان

معمولاً با حرف اضافه‌هایی مانند 'در' یا 'بین' دنبال می‌شود.

جستجوی واژه