اخبار فناوری آخرين اخبار تکنولوژي و فناوري اطلاعات
اخبار فناوری
English فارسی Norsk Español

واژه‌نامه · Daily Usage

Range v.

دامنه

تعریف

The horizontal distance to which a shot or other projectile is carried.

معنی فارسی

فاصله افقی که یک شات یا پرتابه دیگر است

مثال‌ها (3)

1Daily Usage · easy

The archery range is always busy on weekends.

محدوده تیراندازی همیشه در آخر هفته شلوغ است.

توضیح

Here, 'range' refers to the area designated for archery practice.

دستور زبان

'Range' can be used both as a noun and a verb, but in this context, it is a noun.

توضیح

در اینجا، 'محدوده' به قلمرو تعیین‌شده برای تمرین تیراندازی اشاره دارد.

دستور زبان

'محدوده' می‌تواند هم به عنوان اسم و هم به عنوان فعل استفاده شود، اما در این زمینه، اسم است.

2Literature & Fiction · medium

The poet's words had a range of emotions.

کلمات شاعر طیف وسیعی از احساسات را داشت.

توضیح

In this sentence, 'range' means a variety or spectrum.

دستور زبان

Here, 'range' is used as a noun to describe diversity.

توضیح

در این جمله، 'محدوده' به معنای تنوع یا طیف است.

دستور زبان

اینجا، 'محدوده' به عنوان اسم برای توصیف تنوع استفاده شده است.

3Sentence Construction · advanced

She can range her emotions from happiness to sadness easily.

او می‌تواند احساساتش را به راحتی از شادی تا ناراحتی تغییر دهد.

توضیح

'Range' in this context shows the ability to vary emotions.

دستور زبان

In this case, 'range' is used as a verb to indicate fluctuating capacities.

توضیح

'محدوده' در این زمینه نشان‌دهنده توانایی تغییر احساسات است.

دستور زبان

در این مورد، 'محدوده' به عنوان فعل برای نشان دادن توانایی‌های متغیر استفاده شده است.

جستجوی واژه